|
دفتر مهمان
kungقلب كورش شكست و فرشته گريست 1 هفته قبل kungدکتر شریعتی 1 هفته قبل bahareh35100سلام داداش حمزه حالتون چطوره؟ 1 هفته قبل murdererahhhhhhh, in che dastani boood avale sobhi halam gerefte shod 1 هفته قبل shabbashe 2a mikonam 1 هفته قبل shabsalam 1 هفته قبل murderer
2 هفته قبل bahareh35100خدا جون منو بغل کن ، یه نگاهی لااقل کن،خداجون غریب و لوسم،من میخوام تورو ببوسم،خداجون چقدر تو ماهی،قربونت برم الهی،یادته به من میگفتی،بپا از کولم نیفتی،دیدی افتادم با کله،روی خاک این محله،زندگیم شبیه مرگه،نفسام نمیتمرگه،....خداجون پس کی میایی؟،میمیرم اگه نیایی 2 هفته قبل shabsalam 2 هفته قبل bahareh35100سلام داداش حمزه حالت چطوره؟ 2 هفته قبل behzadkiaاي خوشا تيپ جوادي داشتن دكتراي بي سوادي داشتن با وجود اين همه كمبود، باز ادعاهاي زيادي داشتن در حدود فهم بقالِ محل ايدههاي اقتصادي داشتن چون عليبابا سفر كردن مدام رسم و راه سندبادي داشتن از طریق فحش، نقداً بهتر است گفتمان انتقادي داشتن غير عادي نيست. عین منطق است نطقهای غير عادي داشتن! 2 هفته قبل behzadkiaخدایا 3 هفته قبل shab
3 هفته قبل kahrobasalam aziz ziyad nemitounam biyam net mamnon sar zadi az cm hm mamnon mamnon ke be yadami 3 هفته قبل murdererخداوندا ! 1 ماه قبل aax66یه سلام دیگه... 1 ماه قبل aax66یه سلام دیگه... 1 ماه قبل aban25غمي غمناك 1 ماه قبل sueعید قربان مبارک. 1 ماه قبل aax66چه جمعه ها كه يك به يك، غروب شد نيامدی Dec 05 ,2008 ghazalسلام خوبی واقعا داستانهای جالبی برام میذاری Dec 04 ,2008 sueالهی! Dec 04 ,2008 sueخداوندا! Dec 03 ,2008 sueخدایا! Dec 02 ,2008 bahareh35100سلام Dec 02 ,2008 dianahamze man sare kelas computeram internet kelase goftam badan nagi dars nemikhonam Dec 02 ,2008 dianaساده بیا دست منو بگیر ساده نگیر این همه سادگی ره ساده نگیر اگه هنهز میتونی ÷ای همه سادگی هام بمونی Dec 02 ,2008 kungsalam hamze.jat sabz.kheili khosh gozasht.amma bazam tamoom shod o baam bargashtam! Dec 01 ,2008 dianaمرگ من روزي فرا خواهد رسيد Dec 01 ,2008 bahareh35100سلام داداش حمزه حالت چطوره؟ Dec 01 ,2008 bahareh35100سلام داداش حمزه Nov 30 ,2008 sueدر زندگی درنگ کن و بیندیش Nov 30 ,2008 cry-hdlhk-000سلام.یادمه تازه وارد وبز شده بودم همیشه مشتاق شنیدنه شعرای شما بودم الانم از اینکه هستید و مثل قبل بازم برام شعرای قشنگ می نویسید ممنونم.امیدوارم خدا همیشه همراهتون باشه.ممنونم دوست خوب و مهربون Nov 30 ,2008 mdsfسلام Nov 29 ,2008 bahareh35100سلام داداشي Nov 29 ,2008 mdsfسلام Nov 28 ,2008 mdsfسلام داشي Nov 28 ,2008 sueفرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم Nov 27 ,2008 suemerC ke javabam ro dadin. Nov 27 ,2008 sueراهبی کنار جاده نشسته بود و با چشمان بسته در حال تفکر بود. ناگهان تمرکزش با صدای گوش خراش یک جنگجوی سامورایی به هم خورد:« پیرمرد، بهشت و جهنم را به من نشان بده!» Nov 27 ,2008 bahareh35100سلام داداشي Nov 27 ,2008 sue Nov 25 ,2008 mary66روشنفكرى در 5 دقيقه ! Nov 25 ,2008 bahareh35100سلام داداشي Nov 24 ,2008 mary66فرهنگ نامه لاتی شکلاتی Nov 24 ,2008 saeedehای عزیز رفته از دست Nov 23 ,2008 cry-hdlhk-000زندگي با همه وسعت خويش .محفل ساكت غم خوردن نيست .حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست.اضطراب هوش ديدن و ناديدن نيست.زندگي خوردن و خوابيدن نيست.زندگي جنبش و جاري شدن است.از تماشاگه آغاز حيات .تا به جايي كه خدا مي داند. Nov 23 ,2008 behzadkiaخداوندا اگر روزي بشر گردی ز حال ما خبر گردي پشيمان مي شوي از قصه خلقت از اين بودن از اين بدعت خداوندا نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه زجري مي کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است ( دکتر شریعتی ) Nov 22 ,2008 behzadkiaهيچ کس ويرانيم را حس نکرد .وسعت تنهائيم را حس نکرد .در ميان خنده هاي تلخ من .گريه پنهانيم را حس نکرد .در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد .آن که با آغاز من مانوس بود . لحظه پايانيم را حس نکرد Nov 22 ,2008 behzadkiaزندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم. Nov 22 ,2008 bahareh35100داداش حمزه سلام حالت خوبه؟ Nov 22 ,2008 bahareh35100 قانون باور Nov 22 ,2008 bahareh35100سلام داداش گلم حالت چطوره Nov 22 ,2008 2010زندگی مثل یک جاده است توی یک دشت قشنگ تمومو لذتتو از منظره هاش ببر چون آخر این جاده یک تابلو می بینی که روش نوشته Nov 22 ,2008 gamaبازهم زمان در میان گردو غباری از خاطرات نا پیدا شد Nov 21 ,2008 behzadkiaزندگی به مرگ گفت : چرا آمدن تو رفتن من است ؟ چرا خنده ی تو گریه ی من است ؟ مرگ حرفی نزد!!! زندگی دوباره گفت : من با آمدنم خنده می آورم و تو گریه من با بودنم زندگی می بخشم و تو نیستی مرگ ساکت بود زندگی گفت : رابطه ی من و تو چه احمقانه است !!! زنده کجا ، گور کجا ؟ دخمه کجا ، نور کجا ؟ Nov 21 ,2008 behzadkiaدرس هایی که آموخته ام آموخته ام که رفاقت و دوستی واقعی به رشد خود ادامه می دهد. آموخته ام که افراد زیادی هستند که تو را دوست دارند، اما نمی دانند احساسشان را چگونه نشان دهند. آموخته ام که نمی توانی کسی را وادار کنی که به تو عشق بورزد تنها کاری که می توانی انجام دهی این است که کسی باشی که مورد عشق دیگران واقع شود. آموخته ام که بلوغ و پختگی به تجربیات و درس هایی که آموخته ای بستگی دارد، نه به تعداد جشن تولدی که برگزار کرده ای Nov 21 ,2008 behzadkiaدختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازي ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم Nov 21 ,2008 suesalam. Nov 20 ,2008 | ||